مؤسسه زبان های خارجی فاتحان شاهدشهر

_________________________________( شعبه دوم )_________________________________

مؤسسه زبان های خارجی فاتحان شاهدشهر

_________________________________( شعبه دوم )_________________________________

مؤسسه زبان های خارجی فاتحان شاهدشهر

آموزشگاه زبان انگلیسی فاتحان شاهدشهر با مدیریت بهرام قاسمی با جدید ترین متد آموزشی از علاقه مندان عزیز ثبت نام به عمل می آورد .
50 درصد تخفیف دانش آموزان ابتدایی
کلاس های مخصوص کودکان
کلاس های مخصوص نوجوانان
کلاس های مخصوص جوانان
کلاس های مخصوص بزرگسالان
کلاس های مکالمه و فیلم
آدرس 1: شاهدشهر - خ مدرس - خ صاحب الزمان - پ 17
آدرس 2: شاهدشهر - خ انقلاب - انتهای کوچه عمار
تلفن : 65442272

۷ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

اینجا را کلیک کنید

 

کاری از مؤسسه زبان های خارجی فاتحان شاهدشهر (بهرام قاسمی)

خودتو محک بزن

سلام

آموزشگاه زبان های خارجی فاتحان شاهدشهر نمونه آزمون آنلاینی را برای شما آماده کرده است که از طریق آن می توانید از سطح فعلی خود اطلاع داشته باشید و با توجه به نمره خود در جهت بهبودی سطح زبان خود اقدام کنید. دانشگاه کمبریج انگلستان.

 

.

برای تعیین سطح زبان خود وارد لینک زیر شوید:

اینجا کلیک کنید

.

آندسته از عزیزانی که نمره ۰ تا ۵ را بدست آورده اند در سطح مبتدی می باشند

.

آندسته از عزیزانی که نمره ۶ تا ۱۰ بدست آورده اند در سطح Pre intermediate  بوده و های پاد مبتدی

.

آندسته از عزیزانی که نمره ۱۱ الی ۱۵ به دست آورده اند در سطح Intermediate بوده

.

آندسته از عزیزانی که نمره ۱۶ الی ۲۰ بدست آورده اند در سطح Upper intermediate می باشند

.

 آندسته از عزیزانی که نمره ۲۱ الی ۲۶ را بدست آورده اند در سطح پیشرفته می باشند

---------------------------------------

 

I'm sorry I'm late

 

عذر میخوام که دیر اومدم

 

.....................

 

I'm sorry but I have to miss the next session

 

متاسفم اما مجبورم جلسه بعد غیبت کنم

 

..........................

 

I'm sorry I don't get it

 

متاسفم من متوجه نمیشم

 

.........................

 

I'm awfully sorry but i have not done my homework

 

خیلی عذر میخوام تکلیفم را انجام نداده ام.

 

.......................

 

I'm done

 

کارم تمام شد

 

..........................

 

we are on page 20

 

صفحه ۲۰ هستیم

 

..........................

 

We have done our workbook up to page 15

 

کتاب تمرینات را تا صفحه ۱۵ انجام دادیم

 

..........................

 

 ? I was 1 minute late . Did you mark me absent

 

من ۱۵ دقیقه غیبت داشتم برام غیبت زدید؟

 

................................

 

This class does not suit my time

 

این کلاس به وقت من نمیخوره

 

...........................

 

My English class coincides with my university classes

 

کلاس زبانم با کلاسهای دانشگاهم هم زمان است

 

..........................

 

It's on the tip of my tongue

 

نوک زبانم است

 

........................

 

The bell has gone

 

زنگ خورده

 

.........................

 

?May i come in

 

اجازه هست داخل شوم ؟

 

..........................

 

?Could you repeat it please

 

لطفا تکرار کنید

 

..........................

 

?Could i have a word with you

 

میتونم با شما صحبت کنم؟

 

............................

 

? Could you explain it little more

 

لطفا کمی بیشتر توضیح دهید

 

.........................

 

Would you mind writing it on the blackboard

 

میشه انرا روی تخته بنویسید ؟

 

.......................

 

Can i have your opinion about my composition

 

میتونم نظرتون رو راجع به انشام بدونم؟

 

.................

 

?Should i hand in my homework now

 

تکالیفم را الان تحویل بدم؟

 

...................

 

?Shall i read

 

بخوانم؟

 

.........................

 

?Will you mark me absent if I'm ten minutes late

 

اگه ده دقیقه تاخیر کنم برام غیبت میزنید؟

 

.........................

 

 ?What are we supposed to do for next session

 

برای جلسه بعد چیکار باید بکنیم؟

 

......................

 

? Will you enter my name on your list please

 

لطفا اسم مرا در لیست خود وارد کنید?

 

.........................

 

? Could i leave a class a little earlier today

 

میتونم امروز کمی زودتر کلاس را ترک کنم؟

 

.......................

 

? Will you excuse me for a minute

 

به من یک دقیقه اجازه مرخصی میدهید؟

 

.............................

 

I'm sorry for being absent last session. i was on a trip

 

به خاطر غیبت جلسه قبل عذر میخوام مسافرت بودم.

 

مادر 


My mom only had one eye. I hated her... she was such an embarrassment 
مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود
She cooked for students & teachers to support the family. 
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت
There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me. 
یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره 
I was so embarrassed. How could she do this to me? 
خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟ 
I ignored her, threw her a hateful look and ran out. 
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا از اونجا دور شدم 
The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!" 
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره 
I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear. 
فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم . کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...
So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!" 
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟
My mom did not respond... 
اون هیچ جوابی نداد....
I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger. 
حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم .
I was oblivious to her feelings. 
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت
I wanted out of that house, and have nothing to do with her. 
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم 
So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study. 
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم
Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own. 
اونجا ازدواج کردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...
I was happy with my life, my kids and the comforts 
از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم 
Then one day, my mother came to visit me. 
تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من
She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren. 
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو
When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited. 
وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا ، اونم بی خبر
I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!" GET OUT OF HERE! NOW!!!"
سرش داد زدم ": چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!" گم شو از اینجا! همین حالا
And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight. 
اون به آرامی جواب داد : " اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد . 
One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore . 
یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه
So I lied to my wife that I was going on a business trip. 
ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم .
After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity. 
بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی کنجکاوی . 
My neighbors said that she is died. 
همسایه ها گفتن که اون مرده
I did not shed a single tear. 
ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم
They handed me a letter that she had wanted me to have.
اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن
"My dearest son, I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children. 
ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، منو ببخش که به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ، 
I was so glad when I heard you were coming for the reunion. 
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا 
But I may not be able to even get out of bed to see you. 
ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم 
I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up. 
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم
You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye. 
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی 
As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye. 
به عنوان یک مادر نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم 
So I gave you mine. 
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو
I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye. 
برای من افتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه
With my love to you, 
با همه عشق و علاقه من به تو

 

کاری از مؤسسه زبان های خارجی فاتحان شاهدشهر (بهرام قاسمی)


I was stuck in ELEVATOR for 3 hrs
Due to electric failure
Mr.Bean:
Ya me too
I was stuck on ESCALATOR for 5 hours

جک مستربین
از زمانی که برق رفت من تو آسانسور 3 ساعت گیرکردم.
.
مستربین:
من هم همین طور!!
من 5 ساعت رو پله برقی گیرکردم.

 

کاری از مؤسسه زبان های خارجی فاتحان شاهدشهر (بهرام قاسمی)

۱- queue تنها کلمه ای در زبان انگلیسی می باشد که اگر چهار حرف آن را از آخر برداریم باز هم مثل قبل تلفظ می شود.
 
2- پرکاربردترین حرف استفاده شده در انگلیسی حرف e می باشد
 
3- نقطه ای که روی حروف i و j وجود دارد در انگلیسی superscript dot نامیده می شود که همان نقطه ی بالانویس است


4- در انگلیسی به نشانه @ ,  the at symbol یا the at sign گفته می شود.
 

5- I am کوتاه ترین جمله کامل زبان انگلیسی می باشد.
 
6- کلمه ای که بیشترین دایره معنایی در انگلیسی دارد، کلمه set می باشد.
 
7- بلندترین کلمه در زبان انگلیسی که حروف آن به ترتیب الفبا آمده است ، کلمه almost
می باشد
 
8- تنها سیاره ای که در زبان انگلیسی از نام یکی از خدایان گرفته نشده است، همین نام سیاره خودمان می باشد. The Earth
 
9- کلمه checkmate ( مات کردن)‌ در زبان انگلیسی که برای شطرنج استفاده می شود
از Shah Mat برگرفته شده است که یک کلمه فارسی می باشد.
 
10-در زبان انگلیسی ، به جمله ای که در آن از تمام حروف الفبا استفاده شده باشد، pangram گفته می شود

 

کاری از مؤسسه زبان های خارجی فاتحان شاهدشهر (بهرام قاسمی) 

به اطلاع تمامی زبان آموزان محترم آموزشگاه زبان های خارجی فاتحان (شعبه شاهدشهر) می رساند از هفته اول آبان ماه 1394 اپلیکیشن اندروید آموزشگاه به طور رسمی آغاز به کار می نماید. و از این تاریخ به بعد:

1- هفته ای دو مطلب بسیار جالب و خواندنی در مورد آموزش زبان انگلیسی برایتان ارسال می شود.

2- تمامی اطلاعیه های رسمی (اعلام امتحان ، تعطیلی مؤسسه و ...) از طریق این سامانه اطلاع رسانی می شود.

3- معرفی زبان آموزان برتر از طریق این سامانه اطلاع رسانی می شود.

4- ...